ترجمه "pas" به فارسی

کمربند, حزب اسلامی پان مالزی بهترین ترجمه های "pas" به فارسی هستند.

pas noun masculine neuter دستور زبان

część ubioru służąca do trzymania spodni, koszuli itp. blisko ciała, zwykle uniemożliwiając im zsunięcie się; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمربند

    noun

    Trofea w karate i judo, posiadacz czarnego pasa Kamasutry.

    غنائم برای کاراته و جودو ، دارنده کمربند سیاه و سفید ها Kamasutra.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pas " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pas
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حزب اسلامی پان مالزی

PAS

Popręg [..]

+ اضافه کردن

"PAS" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PAS در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pas"

عباراتی شبیه به "pas" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pas" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه