ترجمه "paw" به فارسی
طاووس, خرامیدن, پاوو بهترین ترجمه های "paw" به فارسی هستند.
paw
noun
masculine
دستور زبان
ornit. gatunek hodowanych w parkach ptaków z rodzaju Pavo i Afropavo, z dużym, kolorowym ogonem; [..]
-
طاووس
nounNajczęściej podawany przykład tej hipotezy to ogon pawia.
رایج ترین مثال برای یک نقص عضو دم طاووس است.
-
خرامیدن
noun -
پاوو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paw " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Paw
noun
masculine
دستور زبان
astr. jeden z gwiazdozbiorów nieba południowego; [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Paw" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Paw در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "paw"
عباراتی شبیه به "paw" با ترجمه به فارسی
-
آدنانترا پاوونینا · تسبيح صندل
-
لوند طاووسی
-
آدنانترا پاوونینا · تسبيح صندل · تسبيح صندل (درخت)
-
طاووس
-
قرقاول طاووسی مالایایی
-
طاووس سبز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن