ترجمه "pazur" به فارسی

پنجهها, چنگال, ناخن بهترین ترجمه های "pazur" به فارسی هستند.

pazur noun masculine دستور زبان

zool. ostro zakończony, rogowy twór naskórka na końcach palców niektórych zwierząt, zwłaszcza drapieżnych; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پنجهها

  • چنگال

    noun

    Dzikie stworzenie z długimi pazurami i ostrymi kłami.

    موجودي درنده با چنگال هايي بزرگ و دندان هايي تيز

  • ناخن

    noun

    Czujesz to wiercenie i drapanie w środku, jakby brudnym pazurem Boga?

    احساس ميکني که داري از داخل توسط ناخن خداوند خراشيده ميشي ؟

  • چنگ

    noun

    A zaczniemy bez kłów, bez pazurów, bez wilka.

    و با این شروع میشه ، نه دندون ، نه چنگ زدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pazur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pazur Proper noun دستور زبان
+ اضافه کردن

"Pazur" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pazur در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pazur"

عباراتی شبیه به "pazur" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pazur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه