ترجمه "pchła" به فارسی
کک, کیک, شپش بهترین ترجمه های "pchła" به فارسی هستند.
pchła
noun
feminine
دستور زبان
ent. mały, bezskrzydły, skaczący owad żywiący się krwią; [..]
-
کک
nounPiśnij słówko, a zakładam ci obrożę na pchły.
فقط یک جوانه زدن از شما ، OK ، و یقه کک است که در دوباره.
-
کیک
noun -
شپش
nounNiech ktoś mnie podrapie, mam pchły.
يکي منو بخارونه من شپش دارم
-
کنه
nounTaa, pchły są najgorsze...
آره سرماخوردگي خيلي بده گوش کنيد..
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pchła " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pchła"
عباراتی شبیه به "pchła" با ترجمه به فارسی
-
ككها · لولهبالان · لولهبالیان · نهانبالیان · کک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن