ترجمه "pensja" به فارسی

دستمزد, مزد, کارمزد بهترین ترجمه های "pensja" به فارسی هستند.

pensja noun feminine دستور زبان

płaca za wykonaną pracę wypłacana w równych odstępach czasu, dotycząca jakiegoś okresu [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستمزد

    noun

    W środku była równowartość 200 dolarów, czyli trzymiesięcznej najmniejszej pensji.

    در پاکت ۲۰۰ دلار یا کمترین مقدار دستمزد سه ماههٔ یک شخص وجود داشت.

  • مزد

    noun

    To moja pensja z Towarzystwa.

    این دست مزد من از انجمن است

  • کارمزد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • حقوق
    • اجر
    • اجرت
    • حقالزحمه
    • حقوق ماهیانه
    • دخل
    • درآمد
    • دسترنج
    • دستمزدها
    • دستمزدهای زمانی
    • مواجب
    • نرخ دستمزد
    • پاداش
    • کار مزد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pensja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pensja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه