ترجمه "pióro" به فارسی

پر, قلم, خودکار بهترین ترجمه های "pióro" به فارسی هستند.

pióro noun neuter دستور زبان

ornit. wytwór naskórka ptaków, pokrywający ich ciało, składający się z elastycznej osi i dwu chorągiewek; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پر

    noun

    twory nabłonkowe pokrywające ciała zwierząt, zwłaszcza ptaków

    To pióro należące do jednego z najpiękniejszych ptaków w Kenii, perlicy czubatej.

    این پر یکی از زیباترین پرندگانی است که در کنیا داریم، مرغ گینهای کاکلدار.

  • قلم

    noun

    Od ojca otrzymałem książkę a brat otrzymał pióro.

    از پدرم یک کتاب و از خواهرم یک قلم دریافت کردم.

  • خودکار

    noun

    Długopis zastąpił wieczne pióro w roli uniwersalnego narzędzia do pisania.

    خودکار سرتوپی دار جایگزین خودکار فواره ای شده به یک ابزار دست نویسی جهانی تبدیل گشت.

  • ترجمه های کمتر

    • شهپرها
    • نرمپر
    • پر وبال
    • پرها
    • پروبال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pióro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pióro"

عباراتی شبیه به "pióro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pióro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه