ترجمه "pić" به فارسی

نوشیدن, آشامیدن, نوشيدن بهترین ترجمه های "pić" به فارسی هستند.

pić verb دستور زبان

spożywać płyny [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوشیدن

    noun

    Chcesz coś do picia?

    آیا چیزی برای نوشیدن می خواهی؟

  • آشامیدن

    verb

    1:8 — Jak rozumieć słowa: „Co się tyczy wyznaczonego przez prawo czasu picia, nikt nie przymuszał”?

    ۱:۸ — به چه دلیل ‹آشامیدن برحسب قانون بود که کسی بر کسی تکلّف ننماید›؟

  • نوشيدن

    Ale chcę móc na ciebie liczyć, a nie mogę, kiedy ciągle pijesz.

    ولي تو اينکار بايد بهت اعتماد داشته باشم ، اگه به نوشيدن ادامه بدي نميتونم اعتمادي بکنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pić " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pić"

عباراتی شبیه به "pić" با ترجمه به فارسی

  • اره · اره ماهی · ارهماهی · ارهها · ارههاي زنجيري · ارههای برقي · ارّه · دست اره · دستره · منشار
  • ارهماهی
  • اشامیدنی · نوشیدن
  • اره ماهی
  • آب آشامیدنی · آب خوردني · آب قابل شرب
  • تشنه هستم · تشنهام
  • تشنگی · عطش
  • اره برقی · ارهها · ارههاي زنجيري · ارههای برقي
اضافه کردن

ترجمه های "pić" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه