ترجمه "piżama" به فارسی

پیژامه, لباس خواب, پايجامه بهترین ترجمه های "piżama" به فارسی هستند.

piżama noun feminine دستور زبان

strój, który zakłada się, idąc spać;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیژامه

    noun

    strój, który zakłada się, idąc spać;

    ♫ nikt się nie żachnie, że robię to w piżamie. ♫

    ♫ در حالی که هنوز پیژامه و جوراب بر تن دارم ♫

  • لباس خواب

    noun

    A jeśli byłbym panem, nie zostałbym w piżamie.

    و اگه به جاي شما بودم ، لباس خواب نمي پوشيدم.

  • پايجامه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " piżama " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Piżama
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیژامه

    noun

    نوعی شلوار که در ایران به عنوان شلوار راحتی ولی در کشورهای اروپایی هنگام خواب و گاهی به عنوان لباس زیر پوشیده میشود

    ♫ nikt się nie żachnie, że robię to w piżamie. ♫

    ♫ در حالی که هنوز پیژامه و جوراب بر تن دارم ♫

تصاویر با "piżama"

اضافه کردن

ترجمه های "piżama" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه