ترجمه "piasek" به فارسی

ماسه, ریگ, شن بهترین ترجمه های "piasek" به فارسی هستند.

piasek noun masculine دستور زبان

luźna skała osadowa złożona z ziaren i okruchów skalnych o rozmiarze od 0,0625 do 2 mm, głównie kwarcu; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماسه

    noun

    Zakorzenia się w piasku, poprzez napompowanie balonika na końcu swojego pnia.

    و خودش را به ماسه متصل می کند بوسیله باد کردن بادکنکی در انتهای تنه خودش.

  • ریگ

    noun

    W rezultacie z narodu tak licznego „jak ziarnka piasku morza” powróci zaledwie garstka.

    در نتیجهٔ آن، از یک ملت پرجمعیت که «مثل ریگ دریا» میباشند فقط عدهٔ کمی باز خواهند گشت.

  • شن

    noun

    Teraz wybierz, co chciałabyś zrobić z rodzajem ruchomych piasków, który wybrałaś.

    حالا جواب بدین که با گودال شن انتخابیتون چیکار میخواین بکنین.

  • ترجمه های کمتر

    • måse
    • rig
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " piasek " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Piasek Proper noun noun masculine feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

"Piasek" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Piasek در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "piasek"

عباراتی شبیه به "piasek" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "piasek" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه