ترجمه "pień" به فارسی

تنه, تنه (گیاهشناسی), کَنده بهترین ترجمه های "pień" به فارسی هستند.

pień noun masculine دستور زبان

zdrewniała łodyga drzewa, nadziemna część drzewa bez gałęzi [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنه

    noun

    Zakorzenia się w piasku, poprzez napompowanie balonika na końcu swojego pnia.

    و خودش را به ماسه متصل می کند بوسیله باد کردن بادکنکی در انتهای تنه خودش.

  • تنه (گیاهشناسی)

    główny, zdrewniały pęd drzewa

  • کَنده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pień " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pień Proper noun دستور زبان
+ اضافه کردن

"Pień" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pień در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pień"

عباراتی شبیه به "pień" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pień" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه