ترجمه "piec" به فارسی
تنور, اجاق, بخاری بهترین ترجمه های "piec" به فارسی هستند.
budowla lub konstrukcja przeznaczona do spalania [..]
-
تنور
nounNieodpowiednie zaś oddzielono i w końcu wrzucono do ognistego pieca, co oznacza ich przyszłą zagładę.
«بدها» کنار گذاشته میشوند و در انتها به تنور آتش سمبولیک که به مفهوم نابودی است انداخته میشوند.
-
اجاق
nounKażdy bochenek z jego piekarni wypiekał dokładnie jeden piekarz w opalanym drewnem piecu.
که همه آنها در نانوایی خودش پخته شده بود، هر بار توسط یک نانوا در اجاق چوبی.
-
بخاری
nounNa przykład piec wydziela ciepło, komputer przetwarza dane, a telewizor odbiera obrazy i dźwięki.
برای مثال، بخاری گرما تولید میکند، کامپیوتر قادر به محاسبه و همچنین جمعآوری یا بازدهی اطلاعات میباشد، و از تلویزیون صدا و تصویر پخش میشود.
-
ترجمه های کمتر
- فر
- کوره
- کورهها
- برشتن
- بوته آزمایش
- کباب کردن
- گرمساز
- گرمکن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " piec " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
astr. jeden z gwiazdozbiorów nieba południowego; [..]
"Piec" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Piec در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "piec"
عباراتی شبیه به "piec" با ترجمه به فارسی
-
سوختگاهها · سوختگاههاي بستر سيال · سوختگاههاي گردبادي · سيستمهاي احتراق · شعلهافکنها · كورههاي زبالهسوز
-
کوره بلند
-
اجاقها · خوراكپزها
-
کوره بلند
-
بخاری · کوره
-
پودر ورآور
-
تنوری کردن
-
كوره