ترجمه "pierś" به فارسی
پستان, سینه, صدر بهترین ترجمه های "pierś" به فارسی هستند.
pierś
noun
feminine
دستور زبان
anat. parzysty gruczoł mlekowy człowieka; [..]
-
پستان
nounCztery czy pięć okazji, aby zauważyć te masy w piersiach, dotknąć ich, i zainterweniować na znacznie wcześniejszym etapie niż podczas tego spotkania.
چهار يا پنج فرصت براى ديدن توده هاى پستان، لمس توده پستان، مداخله در مراحل ابتدائی تر از زمانى كه ما او را ديديم.
-
سینه
nounGdybym tylko miała mleko w piersiach, nakarmiłabym cię.
کاش سینه هام شیر داشت و می تونستم بهت شیر بدم
-
صدر
noun
-
ترجمه های کمتر
- صندوق
- غدد پستانی
- پستانها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pierś " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pierś"
عباراتی شبیه به "pierś" با ترجمه به فارسی
-
تغذیه پستانی
-
شیردهی
-
درونکاشت پستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن