ترجمه "piernik" به فارسی

نان زنجبیلی ترجمه "piernik" به فارسی است.

piernik noun masculine دستور زبان

kulin. twarde ciemnobrązowe ciasto robione z mieszaniny mąki pszennej i żytniej, mleka, jajek, skarmelizowanego cukru, miodu, silnie przyprawione cynamonem, imbirem; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نان زنجبیلی

    Nauczyciel: Jestem chłopcem z piernika.

    من مرد نون زنجبیلی ام.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " piernik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Piernik Proper noun دستور زبان
+ اضافه کردن

"Piernik" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Piernik در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "piernik"

اضافه کردن

ترجمه های "piernik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه