ترجمه "pigmentacja" به فارسی
رنگیزهدارشدن, رنگ, رنگدانهايشدن بهترین ترجمه های "pigmentacja" به فارسی هستند.
pigmentacja
noun
feminine
دستور زبان
biol. ubarwienie roślin, człowieka i zwierząt uwarunkowane pigmentami w ich komórkach
-
رنگیزهدارشدن
-
رنگ
nounWektor wirusowy zmienił pigmentację.
ناقل ویروس رنگ دانه ها رو تغییر داده
-
رنگدانهايشدن
-
ترجمه های کمتر
- رنگیزش
- نشاندارشدگيها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pigmentacja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pigmentacja" با ترجمه به فارسی
-
اختلالات رنگدانهایشدن · اختلالات رنگیزشی · اختلالات رنگیزهدارشدن · ملانوز · پورفيري
اضافه کردن مثال
اضافه کردن