ترجمه "pilny" به فارسی

سختکوش, عجله بهترین ترجمه های "pilny" به فارسی هستند.

pilny adjective masculine دستور زبان

gorliwie i rzetelnie coś wykonujący [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سختکوش

    adjective

    W Biblii czytamy, że „plany pilnego z całą pewnością przynoszą korzyść” (Prz.

    کتاب مقدّس میگوید که تمام نقشههای انسان سختکوش به نتیجه میرسد.

  • عجله

    noun

    Signior Baptisto, moje pilne sprawy wzbraniają co dnia przychodzić w zaloty.

    سینیور " باپتیستا " ، بخاطر شغلم عجله دارم و نمیتوانم هرروز به خواستگاری بیایم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pilny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pilny
+ اضافه کردن

"Pilny" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pilny در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "pilny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه