ترجمه "pingwiny" به فارسی

پنگوئن, پنگوئن بهترین ترجمه های "pingwiny" به فارسی هستند.

pingwiny noun

syst. ornit. Sphenisciformes Sharpe, rząd ptaków z infragromady ptaków neognatycznych; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پنگوئن

    noun

    Masz być pingwinem, a nie mieć minę pingwina.

    شما باید پنگوئن پوشیدن نیست ، اما شما باید یکی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pingwiny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pingwiny
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پنگوئن

عباراتی شبیه به "pingwiny" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pingwiny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه