ترجمه "pitny" به فارسی
آشامیدنی, قابل شرب بهترین ترجمه های "pitny" به فارسی هستند.
pitny
adjective
masculine
دستور زبان
nieszkodliwy i zdatny do picia [..]
-
آشامیدنی
Aby dostać pitną wodę, trzeba przyjść do obozu.
و مردم مجبور میشن برای گرفتن آب آشامیدنی سالمشون به داخل کمپها بیان.
-
قابل شرب
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pitny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pitny" با ترجمه به فارسی
-
نظامهای تامین آب آشامیدنی
-
شراب عسل · مل · میانگبین
-
آب آشامیدنی
-
تصفیه آب آشامیدنی
-
آشامیدنی
-
آشامیدنی
-
آب آشامیدنی · آب خوردني · آب قابل شرب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن