ترجمه "plama" به فارسی

لکه, خط اتحاد, عیب بهترین ترجمه های "plama" به فارسی هستند.

plama Noun noun feminine دستور زبان

brudny lub oszpecający ślad pozostawiony na powierzchni czegoś [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • لکه

    noun

    To, co zobaczyliśmy w tej nerce to ta duża plama.

    چیزی که در این کلیه دیدیم یک لکه بزرگ بود.

  • خط اتحاد

    noun
  • عیب

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • قطره
    • لک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plama " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Plama
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • لکه پوستی

تصاویر با "plama"

عباراتی شبیه به "plama" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "plama" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه