ترجمه "plemię" به فارسی
قبیله, قبائل, il بهترین ترجمه های "plemię" به فارسی هستند.
plemię
noun
neuter
دستور زبان
forma przedpaństwowej organizacji społeczeństw, grupa spokrewnionych rodów zamieszkujących jeden obszar; [..]
-
قبیله
grupa społeczna istniejącą przed utworzeniem państwa lub poza nim
Zgodziłam się na to małżeństwo, aby wzmocnić plemiona.
من با این ازدواج موافقت کردم تا قبیله ها رو تحکیم کنم.
-
قبائل
Dawno temu, trwała wielka wojna pomiędzy plemionami.
خیلی قدیما، یک جنگ بزرگ بین قبائل بود.
-
il
-
ترجمه های کمتر
- تبار
- زند
- طایفه
- قبيله
- قوميت
- گروههای قومی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plemię " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plemię" با ترجمه به فارسی
-
جنس بشر · مردمی · نوع انسان
-
قبایل ناشناخته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن