ترجمه "polecenie" به فارسی
فرمان, امر بهترین ترجمه های "polecenie" به فارسی هستند.
polecenie
Noun
noun
neuter
دستور زبان
nakazanie komuś zrobienia czegoś, także wypowiedź o takiej intencji [..]
-
فرمان
nounpolecenie do wykonania przez komputer
Ich ojcu polecono zbudować arkę i wprowadzić do niej rodzinę.
یَهُوَه به پدرشان فرمان داد که کشتیای بسازد و خانوادهاش را به داخل آن ببرد.
-
امر
nounZgodnie z poleceniem Jehowy miał się udać do Niniwy, znanej z przemocy i nikczemności.
یَهُوَه او را امر کرد به شهر نینوا که به شرارت و قساوت معروف بود سفر کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " polecenie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "polecenie" با ترجمه به فارسی
-
دکمه فرمان · دکمه فشاری
-
deposite
-
فرمان بدون محدودیت
-
خط فرمان
-
پنجره اعلان فرمان
-
پست سفارشى دو قبضه
-
واسط خط فرمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن