ترجمه "polio" به فارسی
بیماری فلج اطفال, فلج اطفال بهترین ترجمه های "polio" به فارسی هستند.
polio
noun
neuter
دستور زبان
med. wirus zapalenia rogów przednich rdzenia kręgowego [..]
-
بیماری فلج اطفال
nounKilka dni później zaszczepiono przeciwko polio 1,6 mln dzieci, co było efektem przerwanych walk.
و چند روز بعد، در نتیجه ایستادن همه 1.6 میلیون کودک در برابر بیماری فلج اطفال واکسینه شدن.
-
فلج اطفال
nounW tym samym czasie, program walki z polio pracował pomagając w wielu innych miejscach.
و در همان زمان برنامه ریشه کنی فلج اطفال برای کمک در مناطق دیگری ، کار می کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " polio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "polio"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن