ترجمه "popcorn" به فارسی

پف فیل, چس فیل, ذرت بو داده بهترین ترجمه های "popcorn" به فارسی هستند.

popcorn noun masculine دستور زبان

prażona kukurydza

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پف فیل

    noun

    Wciąż dodajesz zbyt dużo soli do popcornu?

    هنوزم تو پف فیل هاشون زیادی نمک میریزن ؟

  • چس فیل

    noun
  • ذرت بو داده

    noun

    Bilet i paszport znajdziesz w popcornie.

    يه بليط و پاسپورت توي کيسه ذرت بو داده است

  • ترجمه های کمتر

    • پاپکرن
    • گل بلال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " popcorn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Popcorn
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاپ کورن

    Popcorn (utwór muzyczny)

    Jackson, odłóż to, albo wsadzę to do mikrofalówki i nacisnę popcorn.

    جکسون اونو بذار کنار ، وگرنه مجبورم بذارمش توی مایکروویو و دکمه پاپ کورن رو بزنم.

  • گل بلال

تصاویر با "popcorn"

اضافه کردن

ترجمه های "popcorn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه