ترجمه "poprzeczny" به فارسی
سرتاسر, متقاطع بهترین ترجمه های "poprzeczny" به فارسی هستند.
poprzeczny
Adjective
adjective
دستور زبان
ułożony poziomo, prostopadle do czegoś
-
سرتاسر
-
متقاطع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " poprzeczny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "poprzeczny" با ترجمه به فارسی
-
زهكشهاي اتصالي · زهكشهاي اصلي · زهكشهاي برونريز · زهكشهاي جمعكننده · زهكشهاي حايل · زهكشي تقاطعي · زهكشي طولي · شبکههای زهکشی
-
بینهزنی · كلهبري درختان
-
سطح مقطع
-
فلج · فلج ناقص · نيمهفلج · پافلجي
-
موج عرضی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن