ترجمه "pora" به فارسی
اوان, موقع, هنگام بهترین ترجمه های "pora" به فارسی هستند.
pora
noun
feminine
دستور زبان
pewien okres, czas trwania czegoś [..]
-
اوان
noun -
موقع
nounOd tamtej pory byłem przetrzymywany przez potężną czarownicę.
از آن موقع من توسّط جادوگر قدرتمندي زنداني شده ـم.
-
هنگام
nounDlatego teraz jest pora, by poświęcić tym sprawom uwagę.
پس اکنون باید در این امور به خوبی فکر کنیم و بدانیم هنگام وسوسه چگونه باید رفتار نماییم.
-
وقت
nounMyślę, że to idealna pora, byśmy wznowili współpracę.
به نظرم الان بهترين وقت براي شروع دوباره اون رابطه ست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pora " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pora" با ترجمه به فارسی
-
فصل باراني · فصل بارندگی · فصل مرطوب
-
قس
-
فصل خشک
-
ترهفرنگیها
-
جنگلهای فصلی برگریز
-
فصل سرما
-
فصل مرطوب
-
فصل داغ · فصل گرما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن