ترجمه "port" به فارسی
بندر, بندرگاهها, درگاه بهترین ترجمه های "port" به فارسی هستند.
żegl. wyznaczone miejsce, wyposażone w odpowiednią infrastrukturę, umożliwiające załadunek i wyładunek statków wodnych; [..]
-
بندر
nounW porcie mnóstwo łodzi, wyładowanych jedwabiem i klejnotami.
کشتی های زیادی که در بندر اینجا پهلو میگرفتن ، شهر پر از ابریشم و جواهرات گرانبها.
-
بندرگاهها
-
درگاه
nounTu należy wybrać port szeregowy, do którego podłączony jest aparat
در اینجا باید درگاه متوالی ، که دوربین را به آن متصل میکنید انتخاب کنید
-
ترجمه های کمتر
- langargâh
- بندرها
- بندرگاه
- درگاه رایانه
- لنگرگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " port " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Port (oprogramowanie)
"Port" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Port در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "port"
عباراتی شبیه به "port" با ترجمه به فارسی
-
پورت کت
-
درگاه های ارتباطی
-
پویش پورتها
-
زوارتنوتس
-
درگاه سری
-
فرودگاه بینالمللی دالس واشینگتن
-
فرودگاه بینالمللی مهرآباد
-
فرودگاه بینالمللی بن گوریون