ترجمه "pot" به فارسی

خوی, عرق, عرق بدن بهترین ترجمه های "pot" به فارسی هستند.

pot noun masculine دستور زبان

fizj. wydzielina gruczołów potowych;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوی

    noun
  • عرق

    noun

    Skazał nas na walkę o przetrwanie w pocie oblicza naszego.

    نفرینمون کرد تا برای زنده موندن دست و پا بزنیم و عرق بریزیم.

  • عرق بدن

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عرق ریزی
    • عرقکردن
    • کارسخت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pot noun masculine
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • POT

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

  • عرقکردن

تصاویر با "pot"

عباراتی شبیه به "pot" با ترجمه به فارسی

  • بعد · سپس · پس · پس از آن
  • پل پوت
اضافه کردن

ترجمه های "pot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه