ترجمه "poza" به فارسی
birun, حالت, فرا بهترین ترجمه های "poza" به فارسی هستند.
poza
noun
feminine
دستور زبان
postawa, stan ciała w danej chwili [..]
-
birun
-
حالت
nounIle jeszcze będę stał w tej pozie z Titanica?
چقدر ديگه تو اين حالت تايتانيک وايسم ؟
-
فرا
W spokoju, bez większego rozgłosu ta koncepcja odniosła zwycięstwo również poza szachami.
بدون هیچ گونه سر و صدا و جلب توجهی، این ایده دستاورد های بسیاری فراتر از شطرنج داشت.
-
ولي
Będą poza drogą ale bądźcie gotowi iść jeśli kogoś trzeba będzie osłaniać.
ديگه جلوي راه نيستن ولي هروقت خواستيم بريم آماده هستن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " poza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "poza" با ترجمه به فارسی
-
دورافتاده
-
خارج از دفتر
-
فراوردههاي خارج فصلي · فراوردههای غیر فصلی
-
به هر حال · در غیر این صورت
-
اشتغال خارج از مزرعه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن