ترجمه "poziom" به فارسی

سطح, اشکوبه, طبقه بهترین ترجمه های "poziom" به فارسی هستند.

poziom noun masculine دستور زبان

położenie, układ czegoś względem jakiejś płaszczyzny [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سطح

    noun

    Moje prace są o zachowaniach, z którymi wszyscy się mierzymy podświadomie na poziomie zbiorowym.

    کار من درباره رفتارهاییست که همه ما ناخودآگاه انجام میدهیم، در سطح انبوه.

  • اشکوبه

  • طبقه

    noun

    Chcę tu mieć cztery bary, po dwa na poziom.

    ميخوام چهار بار مشروب ، در هر طبقه دو تا باشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " poziom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "poziom"

عباراتی شبیه به "poziom" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "poziom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه