ترجمه "prawda" به فارسی

حقیقت, حقيقت, درست بهترین ترجمه های "prawda" به فارسی هستند.

prawda noun feminine دستور زبان

treść zgodna z rzeczywistością; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حقیقت

    noun

    Prawda nie potrzebuje wielu słów.

    حقیقت به واژه های زیادی نیاز ندارد.

  • حقيقت

    Wierz mi, cokolwiek powiedziała ci o mnie, nie jest to prawdą.

    حرفم رو باور کن ، هرچي که اون بهت گفته حقيقت نداره.

  • درست

    adjective

    Myślę, że to prawda.

    فکر می کنم درست است.

  • ترجمه های کمتر

    • درستی
    • پراودا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prawda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Prawda

Prawda (Świat Dysku)

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پراودا

    Prawda (gazeta)

    Prawda okrzyknęła go wilkołakiem z Rostowa.. "

    روزنامه ي پراودا بهش لقب " گرگينه ي روستوف " داده

عباراتی شبیه به "prawda" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "prawda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه