ترجمه "prawo" به فارسی
قانون, حقوق, اصول قانونی بهترین ترجمه های "prawo" به فارسی هستند.
prawo
noun
neuter
دستور زبان
praw. zbiór przepisów, zezwoleń, obowiązków, przywilejów oraz kar związanych z ich nieprzestrzeganiem; [..]
-
قانون
nounMoże prawo nie powinno zezwalać, dla wspólnego dobra.
شايد قانون نبايد چيزي که بر صلاحش نيست رو اجازه بده.
-
حقوق
nounحقوق (قانونی) [..]
Jestem tu, aby nadzorować prawa człowieka mojego klienta.
من اینجام تا بر حقوق شهروندی موکلم رو نظارت کنم.
-
اصول قانونی
-
ترجمه های کمتر
- حقوق (علم)
- حقوق الهی
- داد
- راست
- فقه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prawo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prawo" با ترجمه به فارسی
-
حقوق پزشکی
-
آییننامه رانندگی
-
حقوق هوایی
-
فعال حقوق بشر
-
حق انقلاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن