ترجمه "proca" به فارسی
فلاخن, تيركمان بچه گانه, قلابسنگ بهترین ترجمه های "proca" به فارسی هستند.
proca
noun
feminine
دستور زبان
broń, z której po zamachnięciu się można wystrzeliwać kamienie lub inne pociski; [..]
-
فلاخن
nounDawid posłużył się procą, żeby zabić olbrzyma Goliata.
فلاخن، سلاحی بود که داود برای کشتن جُلْیاتِ غولپیکر به کار گرفت.
-
تيركمان بچه گانه
-
قلابسنگ
Potem Dawid biegnie w stronę Goliata, wyciąga z torby kamień, wkłada do procy i ciska prosto w czoło przeciwnika.
داود به طرف جُلْیات دوید و سنگی از کیسهٔ خود برداشته، در قلابسنگ خود گذاشته، به طرف پیشانی او پرتاب کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " proca " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Proca
-
فلاخن
nounProca pojawia się w egipskiej i asyryjskiej sztuce z czasów biblijnych.
در آثار هنری مصریان و آشوریان باستان فلاخن دیده میشود.
تصاویر با "proca"
عباراتی شبیه به "proca" با ترجمه به فارسی
-
تیر و کمان سنگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن