ترجمه "proces" به فارسی

روند, عمل, فرآیند بهترین ترجمه های "proces" به فارسی هستند.

proces noun masculine دستور زبان

uporządkowany ciąg zdarzeń zachodzących po sobie [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • روند

    Noun

    تناوب انجام کار

    Ale jest mnóstwo rzeczy, które można zrobić gdy ten proces jest w toku.

    اما کارهای هستد که میتوانید انجام دهید درحالی که این روند در حال انجام است.

  • عمل

    noun

    Bez ludzi, bez inżynierów, proces niszczenia przyspieszy dramatycznie.

    بدون انسان ، بدون مهندسان ، عمل تخريب به صورت غم انگيزي سرعت مي يابد.

  • فرآیند

    Noun noun

    Samo wyrażenie tego procesu myślowego pokazuje konieczność planu awaryjnego.

    فقط بیان فرآیند تفکر ضرورت طرح احتمالی را در بر میگیرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " proces " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Proces

Proces (powieść)

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرآیند

    noun

    Proces ten mogłem powtarzać nawet osiem razy z rzędu.

    من این فرآیند را 8 مرتبه تکرار کردم.

عباراتی شبیه به "proces" با ترجمه به فارسی

  • آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت · تحليل عامل · تحليل عاملی · تحليل مبين · تحليل متناظر · تحليل مسير · تحليل مقطع عرضي · تحليل مولفه · تحليل واريانس · تحليل چند متغيري · تحليل کوواريانس · تغيير آماري · توزيع فراواني · روش مبين · روش مونت کارلو · روشهای آماری · عدم قطعيت آماري · فرآيندهاي تصادفي · نظريه بازي · نظريه بيزي · پراكنش آماري · چندهمخطي
  • زیانهای فراوری
  • فرایند
  • انحلالپذیرشدگی
  • مدیریت فرایندهای تجاری
  • شناخت
  • فرآیندکاوی
  • با شعور · تعقل · تفهم · نظر
اضافه کردن

ترجمه های "proces" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه