ترجمه "procesor" به فارسی

پردازشگر, واحد پردازش مرکزی, پردازنده مرکزی بهترین ترجمه های "procesor" به فارسی هستند.

procesor noun masculine دستور زبان

inform. urządzenie cyfrowe potrafiące pobierać, interpretować i wykonywać ciąg rozkazów; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پردازشگر

    WiFi pozwala uniknąć procesora. Podzielę się z wami jeszcze podrasowanymi sposobami ochrony.

    با wifi شما نیاز به پردازشگر ندارید. و یک سری روشهای

  • واحد پردازش مرکزی

  • پردازنده مرکزی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " procesor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "procesor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "procesor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه