ترجمه "proch" به فارسی

باروت, بارود, gard o khåk بهترین ترجمه های "proch" به فارسی هستند.

proch noun masculine دستور زبان

rozdrobniona, sypka substancja [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • باروت

    noun

    Okay, ustawię beczki z prochem przy szopie z bronią.

    خيلي خب ، من به بشکه هاي باروت توي اسلحه خونه فيتيله وصل ميکنم.

  • بارود

    noun
  • gard o khåk

  • ترجمه های کمتر

    • تراب
    • خاک
    • خاکه
    • ذره
    • شکل لوزی
    • غبار
    • لوزی
    • پودر
    • گرد
    • گرد وخاک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " proch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Proch Proper noun دستور زبان
+ اضافه کردن

"Proch" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Proch در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "proch" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "proch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه