ترجمه "promieniowanie" به فارسی
تابش, پرتو, تابش الکترومغناطيسی بهترین ترجمه های "promieniowanie" به فارسی هستند.
promieniowanie
noun
neuter
دستور زبان
fiz. strumień cząstek lub fal wysyłanych przez ciało; [..]
-
تابش
Było to promieniowanie kosmiczne, które powstało podczas narodzin Wszechświata.
این تابش های کیهانی بیش از تولد جهان بود.
-
پرتو
noun properStrumień cząstek lub fal wysyłanych przez ciało.
Wszystko zaczęło się, po tym jak zaczęliśmy eksperymentować z promieniowaniem.
همه چيز با آزمايشها ي پرتو افشاني شروع شد
-
تابش الکترومغناطيسی
-
ترجمه های کمتر
- تابش نوترونی
- درخشش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " promieniowanie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "promieniowanie" با ترجمه به فارسی
-
تابش زیر قرمز · تابش فروسرخ
-
ذرات بتا
-
ذرات آلفا
-
تابش · تابش الکترومغناطيسی · تابش نوترون · تابش نوترونی
-
تابش سنکروترون
-
شدت تابش
-
فشار تابشی
-
پرتوهای دلتا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن