ترجمه "propaganda" به فارسی

تبلیغات سیاسی, تبليغات, تبلیغ بهترین ترجمه های "propaganda" به فارسی هستند.

propaganda noun feminine دستور زبان

działanie mające na celu szerzenie, wyjaśnianie i rozpowszechnianie pewnych poglądów, idei, haseł w celu pozyskania zwolenników; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تبلیغات سیاسی

    تبلیغات سیاسی

  • تبليغات

    Proszę sobie wyobrazić jak radziecka propaganda skorzystałaby na pańskiej śmierci.

    فكرشو بكن تبليغات روسي ها با مرگ اون تموم ميشه

  • تبلیغ

    noun

    Jednak na słowo „propaganda” zapala się czerwona lampka.

    واژه " تبلیغ" زنگهای خطر را بکار میاندازد.

  • ترجمه های کمتر

    • تبلیغات
    • روابط عمومی
    • پروپاگاند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " propaganda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "propaganda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه