ترجمه "proroctwo" به فارسی
ابلاغ, رسالت, نبوت بهترین ترجمه های "proroctwo" به فارسی هستند.
proroctwo
noun
neuter
دستور زبان
przepowiednia przyszłości, najczęściej wygłaszana przez proroka [..]
-
ابلاغ
noun -
رسالت
noun -
نبوت
nounA zatem w ramach spełniania się tego proroctwa rozwścieczony król północy zorganizuje wyprawę przeciw ludowi Bożemu.
از اینرو، هنگام تحقق این نبوت، پادشاه خشمگین شمال بر ضد امت خدا وارد عمل خواهد شد.
-
پیغمبری
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " proroctwo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "proroctwo" با ترجمه به فارسی
-
پیشگویی خودسازنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن