ترجمه "proso" به فارسی

ارزن, ارزنها, جنس ارزن بهترین ترجمه های "proso" به فارسی هستند.

proso noun neuter دستور زبان

bot. Panicum miliaceum, roślina zbożowa; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارزن

    noun
  • ارزنها

  • جنس ارزن

  • ترجمه های کمتر

    • پانيك
    • پانیکوم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " proso " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "proso"

عباراتی شبیه به "proso" با ترجمه به فارسی

  • ارزن خوكي · ارزن روسي · ارزن معمولي · ارزن هندي · ارزن پروسو · ذرت جارويي · پانیکوم میلیاسئوم
  • ارزن مرواريدي · پنيسيليوم آمريكانوم · پنيسيليوم اسپيكاتوم · پنيسيليوم تيفوييدئوم · پنيسيليوم تيفوييدس · پنیستوم گلوکوم
  • ذرت هند جنوبي
  • ارزنها
  • سويچگراس · پانیکوم ویرگاتوم
  • پانیکوم ماکسیموم
  • آندروپوگون سورگوم · ارزن سفيد هندي · ذرت جارويي · ذرت خوشهاي شيرين · ذرت خوشهاي غلهاي · ذرت خوشهاي قندی · ذرت خوشهای جارويي · ذرت قندي · ذرت كفير · سورگوم بیکولور · سورگوم دروموندي · سورگوم دروموندياي · سورگوم دورا · سورگوم دوكنا · سورگوم روكسبورگياي · سورگوم ساتيوم · سورگوم سوبگلابرسانس · سورگوم كافروروم · سورگوم كوداتوم · سورگوم نروزوم · سورگوم ولگار · سورگوم گويينينس · مايلوها
  • ارزن خاكي · ارزن خاكي ژاپني · اکینوکلوآ فرومنتاسئا · پانيكوم فرومنتاسئوم · پانيكوم كروس گالي
اضافه کردن

ترجمه های "proso" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه