ترجمه "protoplasta" به فارسی

اجداد, اصل ماده, جد بهترین ترجمه های "protoplasta" به فارسی هستند.

protoplasta noun masculine دستور زبان

najstarszy znany przodek z jakiegoś rodu [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجداد

    noun
  • اصل ماده

    noun
  • جد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شکل اولیه
    • مختصر
    • نمونه
    • نمونه اصلی
    • نیاکان
    • پیش گونه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " protoplasta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "protoplasta" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "protoplasta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه