ترجمه "prototyp" به فارسی
پیشمونهها, اصل ماده, شکل اولیه بهترین ترجمه های "prototyp" به فارسی هستند.
prototyp
Noun
noun
masculine
دستور زبان
techn. pierwszy działający egzemplarz maszyny lub urządzenia, wykonany według dokumentacji i stanowiący podstawę do dalszej produkcji; [..]
-
پیشمونهها
-
اصل ماده
noun -
شکل اولیه
noun
-
ترجمه های کمتر
- مختصر
- نمونه
- نمونه اصلی
- پروتوتیپها
- پیش گونه
- پیشنمونه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prototyp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Prototyp
-
نمونه اعلا
تصاویر با "prototyp"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن