ترجمه "pryzmat" به فارسی

منشور, بلور, منشور بهترین ترجمه های "pryzmat" به فارسی هستند.

pryzmat Noun noun masculine دستور زبان

element układu optycznego [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • منشور

    noun

    Tam, gdzie inni widzą historie o ubóstwie i porażce ekonomicznej, podróżnicy widzą swoją własną egzystencję przez pryzmat wyzwolenia i wolności.

    جاییکه دیگران داستانهای محرومیت و ناکارآمدی اقتصادی را می بینند، مسافران وجود خود را از طریق منشور آزادی و نجات می بینند.

  • بلور

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pryzmat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pryzmat
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • منشور

    وسیله اپتیکی

    Tam, gdzie inni widzą historie o ubóstwie i porażce ekonomicznej, podróżnicy widzą swoją własną egzystencję przez pryzmat wyzwolenia i wolności.

    جاییکه دیگران داستانهای محرومیت و ناکارآمدی اقتصادی را می بینند، مسافران وجود خود را از طریق منشور آزادی و نجات می بینند.

اضافه کردن

ترجمه های "pryzmat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه