ترجمه "przechowywanie" به فارسی
ذخیرهسازی, حفاظت, ذخيرهسازي محصولات زراعی بهترین ترجمه های "przechowywanie" به فارسی هستند.
przechowywanie
noun
neuter
دستور زبان
rzecz. rzeczownik odczas. odczasownikowy od → przechowywać [..]
-
ذخیرهسازی
Do przechowywania nasion używaj
برای ذخیره بذر به کار برید ""ذخیرهسازی بذر""
-
حفاظت
nounw sprawie przechowywania danych
این بخشنامه دستورالعمل حفاظت اطلاعات نامیده میشه.
-
ذخيرهسازي محصولات زراعی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " przechowywanie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "przechowywanie" با ترجمه به فارسی
-
ذخیره انرژی
-
ذخيرهسازي با جو اصلاحشده · ذخيرهسازي سي.آ · ذخیرهسازی با جو کنترلشده
-
غوطهورسازيهاي پسبرداشت · غوطهورسازی · غوطهورسازیهای ذخيرهای
-
ذخيرهسازي منجمد عميق · ذخیرهسازی منجمد
-
ذخيرهسازي با جو اصلاحشده · ذخيرهسازي سي.آ · ذخيرهسازي سي.آ (جو كنترلشده) · ذخیرهسازی با جو کنترلشده
-
ذخيرهسازي با جو اصلاحشده · ذخيرهسازي سي.آ · ذخیرهسازی با جو کنترلشده
-
ذخیرهسازی زیرزمینی
-
كنترل قارچ (در انبار)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن