ترجمه "przerastanie" به فارسی

تسلط, رجحان, قدرت کامل بهترین ترجمه های "przerastanie" به فارسی هستند.

przerastanie noun
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تسلط

    noun

    Przejawia uniżenie umysłu i nie próbuje kierować mężem, nawet jeśli w pewnych dziedzinach go przerasta.

    حتی اگر در زمینههایی استعداد زن بیشتر از شوهر باشد چنانچه سعی نکند بر شوهرش تسلط یابد، از خود فروتنی نشان داده است.

  • رجحان

    noun
  • قدرت کامل

    noun
  • نفوذ بسیار

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " przerastanie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "przerastanie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه