ترجمه "przerwa" به فارسی
توقف, درنگ, غیر دائم بهترین ترجمه های "przerwa" به فارسی هستند.
przerwa
noun
feminine
دستور زبان
czas, w którym wykonywanie jakiejś czynności zostaje zaprzestane na pewien okres; zatrzymanie działania czegoś [..]
-
توقف
nounPracowała bez wytchnienia, nie licząc przerwy na kawę.
يه بار هم جايي توقف نداشته ، فقط يه بار وايساد که يه ليوان قهوه بگيره.
-
درنگ
noun -
غیر دائم
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " przerwa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Przerwa
noun
masculine
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Przerwa" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Przerwa در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "przerwa"
عباراتی شبیه به "przerwa" با ترجمه به فارسی
-
نوار ممنوعه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن