ترجمه "przykrycie" به فارسی

رو پوشانی, پوشش, روتختی بهترین ترجمه های "przykrycie" به فارسی هستند.

przykrycie Noun noun neuter دستور زبان

Dera [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رو پوشانی

    noun
  • پوشش

    noun

    Żeby umożliwić naszemu agentowi infiltracje tej organizacji, jego przykrycie musiało być całkowite.

    ، به منظور نفود مامور ما در اون سازمان باید از پوشش بی نقصی برخوردار میشد

  • روتختی

    noun
  • مصالحِ ساختنِ بنا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " przykrycie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "przykrycie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه