ترجمه "pstry" به فارسی

ابلق, رنگارنگ, قلمکار بهترین ترجمه های "pstry" به فارسی هستند.

pstry Adjective adjective دستور زبان

o rozmaitych barwach, wielokolorowy [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابلق

    adjective
  • رنگارنگ

    adjective
  • قلمکار

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pstry " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pstry" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pstry" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه