ترجمه "punkt" به فارسی

نقطه, تعمیر گاه, خال بهترین ترجمه های "punkt" به فارسی هستند.

punkt noun masculine دستور زبان

geom. najmniejszy, bezwymiarowy obiekt geometryczny; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقطه

    noun

    pojęcie pierwotne w przestrzeni euklidesowej

    Wydaje mi się, że zjedzenie dziecka, było punktem zwrotnym.

    به نظرم نقطه برگشت حتما خوردن بچه بوده.

  • تعمیر گاه

    noun
  • خال

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دکه
    • فروشگاه
    • مرحله قاطع
    • مسئله
    • مغازه
    • نقطه برگشت
    • نقطه تحول
    • پنده
    • پوان
    • کارگاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " punkt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "punkt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "punkt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه