ترجمه "pupa" به فارسی

اساس, قسمت نهایی, نشيمنگاه بهترین ترجمه های "pupa" به فارسی هستند.

pupa noun feminine دستور زبان

dziecięce pośladki, pot. eufem. każde inne [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اساس

    noun
  • قسمت نهایی

    noun
  • نشيمنگاه

  • پشت

    noun

    Tatusiu, podetrzyj mi pupę.

    بابا، پشت من را پاک کن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pupa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pupa"

اضافه کردن

ترجمه های "pupa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه