ترجمه "pustelnik" به فارسی
دور افتاده, منزوی بهترین ترجمه های "pustelnik" به فارسی هستند.
pustelnik
noun
masculine
دستور زبان
człowiek mieszkający w odosobnieniu i oddający się modlitwie [..]
-
دور افتاده
noun -
منزوی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pustelnik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pustelnik
noun
masculine
feminine
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pustelnik" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pustelnik در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "pustelnik"
عباراتی شبیه به "pustelnik" با ترجمه به فارسی
-
خرچنگى که پاهاى عقب ان ناقص است
-
گوشهگیر نوکچنگکی
-
خرچنگ گوشهگیر
-
گوشهگیر سرخگون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن