ترجمه "pysk" به فارسی
پوزه, بینی, حرف بهترین ترجمه های "pysk" به فارسی هستند.
pysk
noun
masculine
دستور زبان
zool. przednia część głowy zwierzęcia, część trzewioczaszki [..]
-
پوزه
nounDreadnoughtus miał prawie 26 m długości od pyska do ogona.
طول دردناتوس از پوزه تا دم ۲۵ متر و ۹۰۰ سانتی متر بوده است.
-
بینی
noun -
حرف
nounGdybyś pracował swóim ciałem tak dużo jak swoim pyskiem, ta praca zostałaby skończona w zeszłym tygodniu.
اگه به همون اندازه اي که حرف مي زني کار مي کردي اين کار هفته گذشته تمون شده بود
-
ترجمه های کمتر
- حفره بيني
- سوراخهای بيني
- معده
- پرههاي بيني
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pysk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pysk"
عباراتی شبیه به "pysk" با ترجمه به فارسی
-
آفتوویروس · ويروس اف.ام.دي · ويروس بيماري پا و دهان
-
خفه شو · زر نزن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن